مراسم زار درمانی
مراسم بـازی زار که به زبان محلی "گـازی زار" گفته می شود، در واقع همان مراسم جن گیری است که در برخی مذاهب و ادیان هنوز هم به شیوه های مختلف انجام می شود، به ویژه در دین یهود و مسیحیت به صراحت درباره ی مراسم جن گیری صحبت شده و حتی در مورد روش و چگونگی انجام آن توسط بزرگان این ادیان راهنمایی ها و اصولی ارائه شده است و حتی برخی از پیروان این ادیان اختصاصاً برای این کار تربیت می شوند. در انجیل آمده است : "آنان (جنیان ) با تو می جنگند، ولی بر تو پیروز نمی شوند".(انجیل مقدس ، آیه ۱9) البته ما بعنوان پیروان آیین مقدس اسلام منکر وجود مخلوقاتی به نام جن نیستیم، کما اینکه در کتاب مقدس ما سوره ای وجود دارد به نام جن و در دیگر سوره ها نیز به تناسب موضوع به وجود این مخلوقات اشاره شده است. مانند آیات زیر؛
- "و حُشِرَ لِسُلَیمنَ جُنُودُهُ مِن الجِنِّ و الإنسِ و الطَّیرِ فَهُم یُوزَعُونَ": برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفریده است. (سوره انعام آیه17)
- "قُل لّئِـنِ اجتَمَعَتِ الإِنسُ وَ الجِنُّ عَلی أَن یأتوا بِمِثلِ هذا القُرآنِ لایأتونَ بِمِثلهِ و لو کانَ بعضُهُم لِبَعضٍ ظَهیراً ": بگو از جن و انسان گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند نمیتوانند هر چند که یکدیگر را یاری دهند. (سوره اسراء آیه 88)
- "وَ تمَّت کَلِمَه ربِّکَ لأملأنَّ جهنَّمَ مِنَ الجنّـه و النّـاس أجمَعینَ": سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را از جن و انس انباشته میکنیم. (سوره هود آیه119)
آنچه موجب تفاوت دیدگاه ما با دیگر ادیان در باب موضوع جن شده، نوع برخورد با این مخلوقات و نحوه رویارویی با آنهاست که در محدوده ی بحث ما نمیگنجد. هدف نویسنده صرفاً مطرح نمودن یکی از مراسم قدیمی ساکنان جزیره قشم تحت عنوان گازی زار یا بابازار است.
شاید بتوان ریشه ی این مراسم در جزیره قشم را به طایفه ی زارگیریه که در بندرعباس و حوالی آن ساکن بوده اند، نسبت داد.
در گذشته میان برخی بومیان جزیره قشم این باور وجود داشت که برخی از جنیان شرور با نفوذ در کالبد آدمیان، آنها را به تسخیر خود درآورده و با قدرتی که دارند، فرزندان آدم را در راستای دستیابی به مقاصد خود که عموماً انجام شرارت و اعمال و رفتار نادرست است، هدایت می کنند. فردی که به تسخیر جنیان در می آید، با بروز حالاتی مانند غش، تشنج، اختلالات روانی و رفتاری و . . . همگان را از وجود موجودی پلید در درون خود آگاه می سازد. اگرچه امروزه به لطف پیشرفت علوم پزشکی ریشه و دلیل این قبیل رفتار بخوبی معلوم شده و راه های درمان آن کاملاً شناخته شده است، لیکن در زمان رواج این مراسم خبری از روش ها و معالجات پزشکی نبوده و برخی افراد بدلیل ناآگاهی و جهالت دست به دامان خرافات و روش هایی غیرمعمول می شدند تا از رهگذر این سنت ها و باورهای خرافی عزیزان خود را از دام شیاطین برهانند.مردم محلی معتقد بودند فرد جن زده (فردی که به تسخیر جن درآمده) فردی است که باد دارد، این فرد با بروز حالتها و رفتارهای غیرمتعارف (مانند غش، تشنج، کارهای غیرمعمول و . . . ) موجب بروز مشکلاتی در زندگی خود و اطرافیان شده و با توجه به خطرناک بودن حضور او در میان سایر مردم، لازم است تا جهت رهاکردن او از دام جنیان، با اجرای مراسم گازی زار او را یاری نمود. از این مراسم گاه با عنوان بابازار هم یاد می شود. شروع مراسم با تأیید جن زده بودن فرد آغاز می شود. گرداننده اصلی این مراسم مردی است به نام بابازار که در زمینه اجرای این مراسم صاحب نظر است، نفر بعدی زنی است که از او با نام مامازار یاد می شود. طبل ها نواخته می شوند و همزمان با آن بابازار و مامازار شروع به خواندن سرودها و نواهایی با زبانی خاص می کنند. با اوج گرفتن موسیقی فرد جن زده شروع به انجام حرکات و رفتارهای غیر عادی می کند که به باور محلیان ناشی از موسیقی و نوای بابازار است. مراسم تا جایی ادامه می یابد که بابازار تشخیص دهد که موجود شرور از کالبد قربانی خارج شده است.
شاید چندان گزافه نباشد ادعای وجود برخی شباهت ها میان مراسم گازی زار با مراسم بومیان آفریقا در برخی قبایل قدیمی آن. برخی بومیان آفریقایی مراسمی دارند که اساسی ترین موسقی آن طبل های مخصوصی است که گویی برای این مراسم ساخته شده، سوزاندن نوعی چوب به همراه نوشیدن یا استعمال موادی که موجب نوعی از خودبیخودی در افراد می شود، در کنار آواها و سرودهایی که گویی به زبانی ناشناس ادا می شود، موجب ایجاد نوعی فضای توهم زا توأم با ترس می شود و این حس را در میان افراد ایجاد می کند که نیروهایی ماورایی و غیرانسانی در میان آنان حضور دارند. شاید این قبیل مراسم راهی باشد برای به کرنش درآوردن زودباوران و ساده دلان در برابر افراد فرصت طلب و منفعت جو، شاید در پس این مراسم نوعی حقیقت توأم با اغراق نهان است، شاید . . . هرچه هست مطالعه و تحقیق در این باب همچنان ادامه دارد.
تا این قسمتِ مطلب، مشاهدات و دانسته های محلی را نقل قول نمودیم. در ادامه ی توضیحِ این مراسم، بد نیست توجه شما را به بخشی از کتاب "دنیای مرموز جن" نوشته ستار پورابراهیم گلرودباری جلب نمایم.
زارگیریه، طایفه ای از شیعه می باشند که در بندرعباس و اطراف آن سکنی دارند و در اصل آفریقایی و از سواحل آنجا آمده اند و هنوز عده ای از آنان به زبان "سواحلی" صحبت می کنند و کارهای ایشان مانند نوعی جادوگری است. این طایفه، شیخِ خود را "بابا" می خوانند. وی با چند تن از کسان خود ارواح خبیثه را از تن شخص مجنون با زار گرفتن خارج می کند. زارگیران جمع می شوند و با نواختن دُهُلی به نام لایبا و زدن خیزران بر بدن شخص جن زده، شیطان، جن یا روح خبیث را از تن او بیرون می آورند. در هنگام ادای این مراسم، شخص بابا از خود بیخود می شود و در ضمن این کارها گیاهان خاصی را در کنار شخص جن زده دود می کنند تا بوی آن به مشامِ وی برسد. ممکن است کسی که زار در تن او جای گرفته توسّط آن روح به وی وحی شود و به غیبگویی بپردازد. گاهی زنی جادوگر متصدی بیرون آوردن زار از تنِ بیمار می شود. دربارهی این طایفه کتابی بنام "اهل هوی" به زبان فارسی نوشته شده است.(فرهنگ فرق اسلامی؛ دکتر محمدجواد مشکور؛ص209) از دیرباز بیماران روحی و روانی خاصی را به جن ارتباط می دادند و اعتقاد بر آن بود که بیمار، جن زده شده است. بیشتر این بیماران حرکات غیرارادی با لرزش و تشنج های شدید و با کف کردن دهان مشخص می شدند و معالجان آنان معمولاً مردان روحانی ای بودند که با روش هایی از جمله تماس فلزات با بدن بیمار و خواندن آیات و نیز انجام حرکات خاص، جن را از بیمار دور می کردند. جالب اینجاست که اکثر بیماران با انجام همین اعمال، سلامت و بهبودی بدست می آوردند!اکنون با پیشرفت علم و معلوم شدن جایگاه منطق، علم چه توضیحی برای درمان این بیماران دارد؟ نفوذ جن یا موجودات ناشناختهی دیگر چگونه می باشد؟ چگونه موجودات می توانند بیماری ایجاد کنند و چرا تماس فلزات با بدن بیمار، نقش اساسی و مهمی دارد؟ خواندن آیات چه نقشی دارد و سرانجام اسرار بیماران جن زده چیست؟ چرا می گویند اگر بسم الله بگویی جن فرار می کند؟! چرا سنجاق به سینهی کودکان برای فرار جن می زنند؟ چرا می گویند کسی که با آهن تماس داشته باشد، جن به او صدمه نمی زند؟! بقول حکیم سنایی: "از طریق خاصیّت بگریزد از آهن پری" و به همین دلیل می گویند جن ها در روستاهایی که آهن نمی باشد، زندگی می کنند؟! علم متافیزیک پرده از اسرار این امور بر می دارد و انتقال انرژی از هر انسان به انسان دیگر و یا حیوانات و یا گیاهان و حتّی از سیارات و ستارگان و موجودات ناشناختهی دیگر از جمله جن را در وضعیت روحی بیماران مؤثر می داند. همچنانکه انرژی منفی از جن به انسان ساطع شود و نقشی در تشنج و ایجاد لرز نماید، از فلز به عنوان یک هادی می توان استفاده کرد و انرژی متمرکز شده در بیمار را به زمین تخلیه کرد و بیمار را از این انرژی مزاحم راحت کرد، به تمامی براساس انتقال انرژی های مزاحم از موجودات ناشناخته و شناخته و در میان آنها متمرکز بر تخلیهی این انرژی مزاحم می باشد. انسانی که غش می کند و او را جن زده می نامند، اطرافش را با یک وسیلهی فلزی که معمولاً چاقو است، خط می کشند و معتقدند که این عمل، موجب فرار جن می شود. این عمل از نظرگاه علمی کاملاً صحیح و خنثی کنندهی امواج الکترومانیه تیک وارده در مغز است. حال در عصر جدید همان اعمال روحانیون را در درمان بیمار می توان انجام داد با دلایل منطقی و علمی تر و با اثبات این انرژی و نقش آن در حالات روحی و روانی می توان به جرأت بیان داشت: تمام بیماران با اعمال جراحی و دارو و درمان خوب نمی شوند و نقش آیات و دعاها می تواند در خنثی سازی امواج انرژی مزاحم بی نهایت مؤثر واقع شود.(دنیای دوم، هیپنوتیزم،صص302و301)
نحوه برگزارى ان مراسم
این مراسم بیشتر در جزیرهٔ قشم(روستاى سلخ) و بندر لنگه، معمولاً در شبهاى چهارشنبه انجام مىشود. باباى زار عدهاى را مأمور مىکند چوب خیزران به دست گیرند و دور آبادى و خانهها بگردند و با این علامت، زارىها آگاه مىشوند که مراسم برگزار خواهد شد. زنان و مردان لباسهاى خود را مىپوشند، موهاى خود را شانه زده، عطر مخصوص بر صورت و تن خود مىپاشند و براى رقص و بازى زار آماده مىشوند. ابتدا دواى مخصوصى که معجونى است از کُندُرَک، ریحان، گَشته (چوبى است از بمبئى مىآورند)، زعفران، هل، جوز و زبان جوجه (گیاهى است که در کوه مىروید) تهیه مىنمایند. باباى زار، شخص مبتلا را به مدت هفت روز در حجاب و دور از چشم دیگران نگاه مىدارد. در این مدت بیمار نباید زن و سنگ و مرغ ببیند و به طورکلى چشم هیچ زنى، چه محرم چه نامحرم، نباید بر وى بیفتد و اگر بیمار زن باشد، برعکس. فقط بابا یا ماماى زار مواظب وى است. در تمام مدت حجاب، معجون تهیه شده را بر تن بیمار مىمالند و مقداى هم به وى مىخورانند و عدهاى هم که معمولاً زنان و مردان سیاه و خوشصدا هستند، با دهلهاى کوچک و بزرگ خود به پایکوبى مىپردازند. قبل از شروع مجلس، سفرهٔ مفصلى پهن مىشود و در آن چیزهایى از قبیل انواع غذاها تا گیاهان معطر، ریاحین جنوب، میوهٔ کُنار، خرما، گوشت و خونى که براى درمان بیمار لازم است چیده مىشود. خون سر سفره، خون قربانى است. تا شخص مبتلا به خون نخورد، باد به حرف نمىآید. در هنگامى که رقص و پایکوبى با ریتمهاى مخصوص و موزون شروع مىشود، شخص مبتلا با حرکات موزون خود کمکم از حالت عادى خارج شده و از خودبىخود مىشود و در حالتى شبیه خلسه فرو مىرود. در این حالت، فرد مبتلا به زبان هندى و عربى یا سواحلى صحبت مىکند (این افراد ظاهراً در حالت عادى هرگز نمىتوانند به زبان هندى یا عربى یا سواحلى صحبت کنند). وزن و آهنگ و ریتم موسیقى در مجلس نقش اساسى برعهده دارد. شخص مبتلا حال خود را نمىفهمد. در این میان، تنها باباى زار مىتواند با وى حرف بزند. او از زار مىپرسد که اهل کجاست و اسمش چیست؟ و براى چه این مرد یا زن را اسیر کرده است؟ زار به زبان خودش (هندى، عربى یا سواحلى) جواب مىدهد! آنگاه باباى زار مىپرسد، براى این که زار مرکب خود (شخص مبتلا) را رها کند چه مىخواهد و ... مراسم زار، گاهى چندین شبانهروز به طول مىانجامد و شخص زارى بعد از خلاص شدن، براى همیشه در جرگهٔ اهل هوا در مىآید و به زارى معروف مىشود و همیشه باید لباس تمیز و سفید بپوشد و خود را مرتب بشوید و معطر کند، لب به مِى نزند و هیچ کار خلافى نکند وگرنه زار دوباره آزارش مىدهد. این مراسم دیرزمانى است که در سواحل و جزایر هرمزگان برگزار مىشود و در گذشته بسیار مفصلتر از امروز اجرا مىشده است.
سلخ روستایی است در بخش شهاب از توابع جزیره قشم در استان هرمزگان این روستا مرکز دهستان صلخ است.
مردمان روستای سلخ روزیشان را از دریا می گیرند، کارشان صیادی است و دیرزمانی است که با دریا اجین شدهاند. دریا را مانند پدری بزرگ کرامت می نهند و به پاس بخشندگی و سخاوتش برایش شکرگزاری می کنند.
این روستا ۴۲۰ خانوار و ۳۸۸ نفر بیسواد دارد.
در این روستا ۵ مسجد وجود دارد که ۴ مسجد برای اهل سنت است و یک مسجد هم برای شیعیان(مسجد امام حسن مجتبی(ع)).
این روستا شامل 4 کارخانه بوده ه عبارتند از:دو کارخانه فروارده های ماهی و یک کارخانه یخسازی و یک آب شیرین کن و همچنین شرکت سوخت رسانی به کشتی ها در این روستا در شرف تاسیس شدن است.
شغل اکثریت مردم روستای سلخ صیادی است همچنین تعدادی کمی از مردم به شغل هایی نظیر دامداری و بنایی مشغول هستن و همچنین لازم به ذکر است روستای سلخ یکی از بزرگترین بنادر صیادی در جزیره قشم است ودارای اسکله صیادی بزرگ و مجهزی است و در حدود ۱۲۰ قایق و ۷۰ فروند لنج دارد و می توان گفت که همگی کارکنان این اسکله از بومی های همین روستا هستند ماهی هایی که اکثراً در روستای سلخ صید می شوند عبارتند از :ماهی هور (تن)-شوریده –حلوا سفید-شیر ماهی – سرخو- کوسه-سنگسر- هامور-سکلا-مقوا- میگو و.....
اماکن آموزشی این روستا عبارتند از:یک مهد کودک و دو مدرسه ابتدایی (پسرانه ودخترانه) و دو مدرسه راهنمایی(پسرانه و دخترانه) و یک دبیرستان دخترانه. لازم به ذکر است که اکثر معلمین این مدارس از بومی های همین روستا هستن همچنین در این روستا یک کتابخانه نیز وجود دارد که در حدود ۸۰۰۰ جلد کتاب دارد این روستا نیز شامل یک پایگاه مقاوت بسیج (به نام شهید حسن ذاکری )نیز هست که این پایگاه تلاش های زیادی برای شادابی جوانان و نوجوان روستا انجام می دهد.
از جمله جاذبه های گردشگری این روستا را میتوان سواحل بکر شنی این روستا و بام قشم وغارهای نمکی را نام برد که هر ساله جمعیت خوبی را به سمت خودش جذب می کند.
از جمله مراسم های سنتی که در این روستا برگزار می شود عبارتند از:۱-جشن نوروز صیاد که تابستان هر ساله روز ۲۹ تیر در این روستای با اجرای مراسم های خاصی برگزارمیشود , در این روز مردم ماهیگیری نمی کنندو ماهی نمیخورند اما همه به دریامی روندوشنا می کنند..صنایع دستی وخوراکی های خودرانیزبرای گردشگران وشرکت کنندگان دراین مراسم به نمایش می گذارند ۲-مراسم زار درمانی نیز از دیگر مراسمی است که در این روستا برگزار می شود و هر ساله جمعیت کثیری را به سمت خود می کشاند.3-مراسم سنتی رزیف که اکثراً در مراسم عروسی برگزار می شود